روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو ۳ پند می دهم که کامروا شوی.
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد :
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست…
| امتیاز : | نتیجه : 2 امتیاز توسط 43 نفر مجموع امتیاز : 123 |
سلام دوستان عزیزم
ببخشید از این غیبت طولانی که توی این وبم داشتم آخه یه مشکلی برای مدیریت وبلاگ پیش اومده نمیتونستم بیام توی قسمت مدیریت ولی الان با فایر فاکس اومدم و تونستم نظرات شما عزیزان رو بخونم
در ضمن توی این مدت خیلی چیزا برام پیش اومد که توی اون یکی وبم پست گذاشته بودم و گفتم همه چیو اونجا اگه دوست داشتید میتونید برید ببینید!
www.brokenheart89.mihanblog.com
منتظر حضور پر رنگ تر شما هستم و با نظرای خوشگلتون بازم میتونین خوشحالم کنین
| امتیاز : | نتیجه : 1 امتیاز توسط 43 نفر مجموع امتیاز : 125 |
امروز شنیدم که تو رفته ای
و دلم باز شکست
و تنم باز گریست
و نگاهم پی یاری گم شد
!!!من چه تلخم امروز!!!
زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آنهم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او جز با او
نمیخواهی
من گمانم که زندگی باید همین باشد
| امتیاز : | نتیجه : 3 امتیاز توسط 52 نفر مجموع امتیاز : 149 |
دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.
برای خواندن ادامه این داستان زیبا به ادامه مطلب بروید
فوق العادست از دستش ندید
بعد از خوندنش نظر هم فراموش نشه!!!
| امتیاز : | نتیجه : 5 امتیاز توسط 47 نفر مجموع امتیاز : 136 |
سلام به همه ی دوستای خوبم كه امروز مهمون وبلاگم هستن
امروز همونطور كه از اسم پستم متوجه شدید تولد بهترین دختر دنیا یعنی عشقم كه اسمش جزء اسرار هست و نمیتونم فعلا بگم!
امروز كه دارم این پستو مینویسم خیلی بهش نزدیكم و چند دقیقه پیش هم دیدمش!
| امتیاز : | نتیجه : 3 امتیاز توسط 49 نفر مجموع امتیاز : 145 |
این روزها دارم به این فکر می کنم که دوست کیست؟به چه کسی دوست می گویند؟دوستی چیست؟وتفاوت دوستی با دوست داشتن!و اینکه مرز دوستی و دوست داشتن کجاست!و من چه دوستانی دارم؟آیا دوستی دارم؟…
نظر شما چیست؟!…
هر چه هست من به این اعتقاد دارم که به هیچ کس نباید 100% اعتماد کرد،آدم ها در شرایط مختلف واکنش های مختلفی نشان می دهند که گاه خیلی غیر قابل پیش بینی است.و نباید از آدم هاتوقع داشت،به خصوص در این دوره.انگار همه آدم ها در گیرند و دیگر مسايل انسانی در زندگی آدم ها خیلی کم رنگ شده.وقتی توقع باشد به دنبال آن قطعا ناراحتی وجود دارد.
دوست واژه بسیار ارزشمند و دوستی مقدس است،این تعریف برای یک دوستی واقعی است چیزی که شاید به ندرت وجود داشته باشد.محبت کردن زیباست و احساس به انسان ها بسیار لطیف است و چه خوب است احساسمان را برای کسانی خرج کنیم که اگر هم نفهمیدند ولی ارزش آن را داشته باشند…
| امتیاز : | نتیجه : 1 امتیاز توسط 55 نفر مجموع امتیاز : 166 |
Redesigned By : Ghaleb-Weblog.ir


سلام به همه ی دوستای گلم...
امیدوارم از مطالبی که میزارم خوشتون بیاد.
شما میتونین با نظرات خوبتون باعث دلگرمی من بشید تا مطالب بهتری بزارم
پس
لطفا بدون نظر نرییییییییییییییییییییییید!!!!!!!!
راستی هرکی خواس تبادل لینک کنه بیاد توی نظرات بهم بگه...
ممنون که بهم سر زدید...


