روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو ۳ پند می دهم که کامروا شوی.
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد :
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست…
| امتیاز : | نتیجه : 4 امتیاز توسط 46 نفر مجموع امتیاز : 135 |
نمایش این کد فقط در ادامه مطلب برای قرار دادن کد مورد نظر به ویرایش قالب مراجعه کنید
نصیحت های لقمان به پسرش
داستان فوق العاده زیبا و غم انگیز
داستان بسیار زیبای (عشق یعنی انجام ندادن...)
بگو دوستش داری قبل از اینکه دیر شود ...
یک داستان زیبا
حقیقتی پنهان
درد عاشقی
ترس , نابود گر عشق
خنده تلخ سرنوشت
هیچکس
ارسال نظر
Redesigned By : Ghaleb-Weblog.ir

سلام به همه ی دوستای گلم...
امیدوارم از مطالبی که میزارم خوشتون بیاد.
شما میتونین با نظرات خوبتون باعث دلگرمی من بشید تا مطالب بهتری بزارم
پس
لطفا بدون نظر نرییییییییییییییییییییییید!!!!!!!!
راستی هرکی خواس تبادل لینک کنه بیاد توی نظرات بهم بگه...
ممنون که بهم سر زدید...


